| نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيغام |
|
Mahdis_13
کاربر ارشد سایت


وضعيت: 
25 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 3944
امتياز: 14668
تشکر کرده: 1981
تشکر شده 1455 بار در 853 پست
محل سكونت: Ahvaz |
ارسال شده در: چهارشنبه، 3 اسفند ماه ، 1390 18:55:42 موضوع مطلب: |
|
|
مدت زیادی هست که شایعه شده دمی لواتو به درمانگاه برگشته اما ام تی وی نیوز به تازگی اعلام کرده که اینطور نیست و دمی در درمانگاه نیست
آنها در مورد شایعه حضور دمی در گرمی گفتن که اصلا قرار نبوده دمی در گرمی اجرا داشته باشه
هر چند که تایید شد دمی به درمانگاه بر نگشته اما تیم دمی گفتن که دوری دمی و داشتن استراحت برای تکمیل بهبودش لازمه و ما صلاح دونستیم که دمی استراحت کنه _________________
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
Knight
مدیر انجمن


وضعيت: 
28 تير ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 9776
امتياز: 33823
تشکر کرده: 2121
تشکر شده 3307 بار در 2001 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 5 اسفند ماه ، 1390 11:09:59 موضوع مطلب: |
|
|
نامه پیمان معادی به اصغر فرهادی در آستانه مراسم اسکار
ناگفتهها در نامه پیمان معادی به اصغر فرهادی
ستارگان جهان از «جدایی…» میگویند
وودی آلن، اسپیلبرگ، برد پیت و … نماینده ایران در اسکار را ستودند
حمید جعفری: اگر همه چیز طبق برنامه و مرتب پیش رفته باشد، در ساعاتی که زینک صفحات روزنامه زیر ماشین چاپ میرود، هواپیمایش از تهران به مقصد لسآنجلس پرواز میکند. البته این پرواز مستقیم نیست، پس در استراحت کوتاهی که در یک کشور دوم دارد، دستکم نامهاش را در سایت روزنامه میتواند ببیند. میرود به لسآنجلس تا چند روز دیگر درست مثل زمانی که در هتل «بورلی هیلز» (گلدنگلوب) همراه «اصغر» بود، در لسآنجلس و تالار «کداک تیهتر» هم همراهش باشد.
«پیمان معادی» قبل از اینکه مسافر این سفر باشد در همین تهران که انار ندارد، سیمرغ بهترین فیلم از نگاه مردم را برای فیلم «برف روی کاجها» با خود میبرد. سیمرغی که باعث شد تا یاد قدردانی «فرهادی» از مردم سرزمینش بیفتد، سیمرغی که بهانهای شد تا برای «اصغر فرهادی» نامهای بنویسد.
نوشته است از تمام اتفاقاتی که برای سینمای ایران به بهانه یک «جدایی… » رخ داده است. از اظهار نظر «وودی آلن» و «اسپیلبرگ» درباره «جدایی… » تا واکنش «برد پیت» و «آنجلینا جولی» حین تماشای فیلم. پیغامها و پسغامهایی سینمایی که خواندنشان غرورآفرین است و ثبتشان توسط «معادی» برگی از تاریخ سینمای ایران.
شمارش معکوس برای مراسم اسکار آغاز شده است. دوشنبه ۲۶ فوریه یا همان هشتم اسفند سال جاری میتواند روز مهمی برای ایرانیان باشد. مثل همه «هشتم»های دیگر که ایران را غرق شادی کرد. مثل هشتم آذر ۷۶. انگار که «اصغر فرهادی» همان «خداد عزیزی» باشد. چه فرقی میکند بهانه فوتبال باشد، سینما یا حتی سیاست! برای این فرقی ندارد که یکبار در فیلم مستند «تهران انار ندارد» دیدم و شنیدم که؛ « از اهالی تهران، ۹۴درصد شاعرند و بقیه سینماگر» باری مهم این است که مردم دوباره میخندند.
حالا این شما و این نامه «پیمان معادی» که باید به دست «اصغر فرهادی» برسد.
اصغر فرهادی عزیز
از زمان بازگشتم از مراسم گلدنگلوب و حلقه منتقدان لسآنجلس که همراه با تو و فیلممان در آن حاضر بودم، میخواستم این نامه را بنویسم؛ اما تلاش برای آماده شدن فیلم اولم «برف روی کاجها»، مجال مناسبی باقی نگذاشت.
در مراسم پایانی جشنواره فجر، وقتی فیلمم جایزه بهترین فیلم از نگاه مردم را میگرفت، یاد تو افتادم. تو که همیشه قدردان مردم سرزمینت، سرزمینمان، بودی و هستی؛ و با خودم گفتم حالا وقت این نامه است. بهخصوص که کمتر از ۱۰روز دیگر به برپایی مراسم اسکار مانده؛ و خواهم گفت ربط این ماجرا با آن یاد و ارزش مردم و نظرشان چیست.
یکی از خطاهای دید آدمی، این است که وقتی چیزی را از نزدیک تجربه میکند، متوجه عظمت آن نمیشود. سفر و تجربههای اخیری که با دیدن و شنیدن واکنشهای مختلف نسبت به «جدایی نادر از سیمین» در کنارت داشتم، به تلاشم برای اینکه دچار این خطای دید نشوم، بسیار کمک کرد. مطمئنم خیلی از مردم ایران از خواندن این واکنشها شادمان خواهند شد. خصوصا در روزهایی که عدهای تلاش دارند، موفقیتهای این فیلم را به دلایل واهی به سیاست ربط دهند و همین انگیزه برای من کافی است تا این نامه را بنویسم و منتشر کنم.
واکنشهای دیگری هم که پیش میآید، ممکن است حرفهایی را در پی داشته باشد که چندان اهمیتی ندارد. از قدیم میگفتند همیشه بدتر از اینکه پشت سرت حرف بزنند، این است که پشت سرت هیچ حرفی نزنند!
همان اوایل سفر اخیر، وقتی محمود کلاری که در شرق آمریکا و در تجربه تحسین شدن فیلم در حلقه منتقدان نیویورک همراهت بود، در تماس تلفنی به من گفت که تجربه بسیار عجیبی در مورد این فیلم در انتظارمان است، به قدر کافی تعجب کردم.
کلاری میگفت نکته اساسی این است که ما با سینما زندگی کردهایم و سالهای سال فیلم و مراسم سینمایی را دیدهایم؛ و حالا به خودمان میگوییم قرار است بعضی از نامهای بزرگ را در اینگونه مراسم ببینیم، در حالی که این بار در کمال تعجب، آنها منتظرند تا ما را ببینند! و این خاصیت فیلمهای بزرگ است.
تجربههای قبلی البته میزان تعجب یا هیجان آدم را از این واکنشها کمتر میکند. اما هرگز آن را از بین نمیبرد. حس پشت حرف کلاری را بعدا ذرهذره لمس کردم. وقتی وودی آلن که همیشه در نظرم سرچشمه خلاقیت بوده، به واسطه خواهرش برایت پیغام داده بود که طبق معمول نمیتواند – یا نمیخواهد – به مراسم بیاید ولی دوست دارد در نیویورک ما را ملاقات و درباره فیلم صحبت کند، تازه فهمیدم آنچه از قول او درباره فیلم شنیده بودم، چه معنایی داشت: آلن گفته بود سالها بود نهتنها از سینمای ما، بلکه بهطور کلی از سینما انتظار نداشته که در این دوران بتواند چیزی بیافریند که چنین تاثیری روی او بگذارد!
وقتی توماس لانگمن پسر کلود بری، کارگردان و تهیهکننده مشهور و تازه درگذشته فرانسوی که خودش تهیهکننده فیلم آرتیست و برنده انبوهی جایزه است، میگفت همه دارند از محصول من تعریف میکنند اما وقتی فیلم تو را دیدم، آرزو کردم که کاش من آن را تهیه کرده بودم، همه چیز داشت معنای کاملتری پیدا میکرد.
وقتی براد پیت میگفت شب قبل از برگزاری جلسه مطبوعاتی گلدنگلوب، دیویدی جدایی نادر از سیمین را در دستگاه گذاشتهاند و در میانههای همان صحنه دادگاه اول فیلم، آنجلینا جولی با دیدن آن جدل زناشویی فیلم را نگه داشته، متاثر شده، فاصلهای انداخته و بعد از چند لحظه باز تماشا را ادامه دادهاند، اطمینانم بیشتر شد وقتی آنجلینا جولی درباره کار بعدیات پرسید و ساده و راحت درخواست کرد که در فیلمت بازی کند و در پاسخ حرفت که گفتی شخصیت زن فیلمت فرانسوی زبان است و گفت تا آن تاریخ میتواند زبان فرانسه یاد بگیرد، من غرق در غرور شدم.
وقتی مریل استریپ درباره جزییات کارگردانی یا بازی صحنههای مختلف فیلم میپرسید و با اشتیاق گفت دوست دارد با تو کار کند، وقتی استیون اسپیلبرگ گفته بود که اعتقاد دارد جدایی نادر از سیمین با فاصله زیاد بهترین فیلم امسال دنیاست، وقتی دیوید فینچر نیمساعت وقت گذاشت تا با تو حرف بزند و نظرهایش را بگوید، وقتی چند سینماگر سرشناس میگفتند که فیلم را ندیدهاند اما تعریفهای زیاد فرانسیس فورد کوپولا را درباره آن شنیدهاند و خیلی کنجکاوند، وقتی الکساندر پین که خودش گلدنگلوب فیلم و کارگردانی را گرفت فقط به دلیل علاقه به فیلم تو در طول آن روزها به یکی از نزدیکترین دوستان هم صحبتات بدل شده بود و در هر دو مراسم گلدنگلوب و حلقه منتقدان لسآنجلس میگفت در طول حرفهایت روی صحنه سعی میکرده انرژی مثبت به سمت تو بفرستد. وقتی دیگرانی که مجاز نیستم نامشان را بیاورم، از فیلمت به عنوان یکی از محبوبترینهای فهرست شخصیشان در دو، سه سال اخیر یاد میکردند، تازه درست دستگیرم شد که فیلم در دل آدمهایی که سالی دهها فیلم بزرگ و تاثیرگذار میبینند یا یکی، دوتایش را هر سال میسازند، چه مرزهایی را درنوردیده و چه قلههایی را فتح کرده است.
در مراسم برگزیدگان منتقدان آمریکا (Critics’ Choice Award) که باب دیلن بزرگ قطعه جدید بسیار زیبایی را روی صحنه اجرا کرد، ما از لذت شنیدن و دیدن اجرایش حرف میزدیم و به ما گفتند اگر میدانستید خود باب درباره فیلمتان با چه لذتی حرف میزد، چه میگویید. و این تازه بخشی از آن چیزی است که من شنیدم و دیدم. باقیاش بماند برای روزگاری دیگر، مخصوصا داستان تو و رابرت دنیرو که امیدوارم آقای کلاری روزی تعریفش کند.
اصغر فرهادی عزیز، در جلسه مطبوعاتی ویژه گلدنگلوب، یکی از چهار، پنج باری که حاضران به شکلی استثنایی در میان حرفهای تو دست زدند، در جواب سوالی بود که میپرسید چطور با محدودیتهای توی ایران چنین فیلمیساختهای. گفتی هیچکس مرا مجبور نکرده بود آنجا با وجود محدودیتها فیلم بسازم، خواست خودم و قصهای که داشتم، طوری بود که باید همانجا و با همان شرایط ساخته میشد و برای ساخت این فیلم شما فکر کنید همه چیز همانطور که من دلم میخواسته فراهم بوده است.
گفتی نمیخواهم بگویم شرایط فیلمسازی در کشورم آرمانی است، اما تصویری هم که شما از فیلمسازی در ایران دارید، خیلی دقیق نیست. این حرفهایت وقتی یادم آمد که لابهلای حرفها و کارها و مصاحبههای مختلف، به من راجع به طرحی میگفتی که قرار است در آینده در تهران بسازی و آن را خیلی دوست داری.
حرف دیگرت که باز به تشویق حاضران آن جلسه انجامید، همان بود که گفتی تفاوتهای مردمان نقاط مختلف دنیا بسیار کمتر از شباهتهایشان است، اما به نفع سیاست است که تفاوتها و فاصلهها را بیشتر جلوه دهد و بر آنها تاکید کند.
این روزها که در ایران خبر جوایز فیلم تو حتی مانند نوعی گسترش فرهنگی عمل میکند و از جمله، گاهی حتی طیفهایی را به پیگیری اخبار فرهنگی وامیدارد که به طور معمول هیچ کاری به اتفاقهای هنری نداشتند، این روزها که تبریکهای هر همکار و هر دوست، هر رهگذر خیابان و حتی هر بیمار اتاقهای بیمارستانی که برای بستری کردن و ترخیص پدرم به آن پا گذاشتم، امید را در دل آدم میکارد و میپروراند، یاد همان حرفت میافتم. بله، بین مردمان مختلف دنیا و احساسهای انسانیشان، تفاوتها ناچیز است. اما آن نفعی که گفتی، آنقدر همه جا رخنه کرده که همین مردم این روزها در گذر و خیابان از من میپرسند وقتی از آمریکا برگشتی، کاری با تو نداشتند؟
در خود مراسم، چه حال خوبی بود وقتی من هم مثل میلیونها ایرانی حرفهایت را موقع دریافت جایزه شنیدم. از آن بالا که چشم میانداختی، میدیدی همه بزرگان سینما که عمری کارهایشان را دیدهای و دربارهشان خواندهای، بهت زل زدهاند؛ و انگار عشق و انرژی مردم ایران باعث شده بود ما آنجا محکم بایستیم. آن لحظهای که تو از مردم یاد کردی، میدانستم میلیونها نفر در کشورمان هم به ما زل زدهاند و تو به پشتوانه عشقشان، به جای هر عزیز دیگرت از آنها یاد کردی؛ و راستش اصغر، آن بالا چه حالی داد ایرانی بودن.
قدر و منزلتی که تو برای این مردم قایلی، زمانی با آن نمایندگی کردن بهدرستی پیوند میخورد که حرف آن منتقد آمریکایی را به یاد بیاوریم؛ که در یادداشتی بر جدایی نادر از سیمین نوشته بود: «اگر میخواهید تهدیدی نثار این کشور کنید، بهتر است قبل از آن این فیلم را ببیند، تا بدانید با چه مردمانی روبهرویید، تا در تصمیم خود تجدیدنظر کنید.»
اینکه یک فیلم بتواند چنین دستاوردی، چنین تاثیری داشته باشد، یعنی اینکه تو بارها بیشتر از آن جملههایی که در ستایش مردمان دیارمان میگویی، دین خودت را به آنها ادا کردهای. حالا دیگر واقعا مهم نیست که فیلم در یکی از دو رشته «فیلم خارجی» و «فیلمنامه» که نامزد شده، جایزه آکادمی را بگیرد یا نه. مهمتر این است که این فیلم در طول این مدت به این مردم امید، اشتیاق و افتخار بخشید.
برای همین امید، اشتیاق و افتخار است که میخواهم با صدایی صد بار بلندتر از آن فریادی که بعد از جایزه گرفتنات در جشنواره برلین، در سالن برلیناله پالاس برآوردم، فریاد بزنم: «اصغر؛ خیلی چاکریم! » _________________
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از Knight تشکر کرده اند Mahdis_13 |
|
 |
|
Mehdi1998
پروفشنال


وضعيت: 
19 دي ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 781
امتياز: 3861
تشکر کرده: 76
تشکر شده 151 بار در 95 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 9 اسفند ماه ، 1390 19:15:09 موضوع مطلب: |
|
|
موزیک ویدئو N.a.k.e.d در لس آنجلس ساخته می شود و عکسهایی هم از صحنه فیلم برداری ویدئو منتشر شده .که انریکه رو در کنار DEV مشاهده می کنید .به زودی شاهد این موزیک ویدئو خواهیم بود .
انریکه و DEV در پشت صحنه ساخت موزیک ویدئو جدیدشون
عکسی از DEV در کنار کاراکاس “تهیه کننده “موزیک ویدئو N.a.k.e.d _________________
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از Mehdi1998 تشکر کرده اند Vaid, Samirraa |
|
 |
|
Samirraa
کاربر V.I.P


وضعيت: 
14 بهمن ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 8074
امتياز: 27085
تشکر کرده: 1258
تشکر شده 2118 بار در 1208 پست
محل سكونت: Tehran |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
Mehdi1998
پروفشنال


وضعيت: 
19 دي ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 781
امتياز: 3861
تشکر کرده: 76
تشکر شده 151 بار در 95 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 9 اسفند ماه ، 1390 19:29:21 موضوع مطلب: |
|
|
خودش 50 هزار دلار می ارزه  _________________
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
Samirraa
کاربر V.I.P


وضعيت: 
14 بهمن ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 8074
امتياز: 27085
تشکر کرده: 1258
تشکر شده 2118 بار در 1208 پست
محل سكونت: Tehran |
ارسال شده در: سه شنبه، 9 اسفند ماه ، 1390 19:32:05 موضوع مطلب: |
|
|
| Mehdi1998 مي نويسد: |
خودش 50 هزار دلار می ارزه  |
سواله قشنگ و بجایی بود , خیــــــــــــــــــر  _________________
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
Vaid
کاربر V.I.P


وضعيت: 
5 آذر ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 5917
امتياز: 15917
تشکر کرده: 1027
تشکر شده 1308 بار در 931 پست
محل سكونت: In Her Arms |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از Vaid تشکر کرده اند Mehdi1998 |
|
 |
|
Mehdi1998
پروفشنال


وضعيت: 
19 دي ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 781
امتياز: 3861
تشکر کرده: 76
تشکر شده 151 بار در 95 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 9 اسفند ماه ، 1390 19:53:24 موضوع مطلب: |
|
|
| Vaid مي نويسد: |
| اعلام: |
نیکی میناژ هر ماه ۵۰ هزار دلار لباس می خرد!
|
شبیه سگ بن لادن میمونه  |
 _________________
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
Mahdis_13
کاربر ارشد سایت


وضعيت: 
25 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 3944
امتياز: 14668
تشکر کرده: 1981
تشکر شده 1455 بار در 853 پست
محل سكونت: Ahvaz |
ارسال شده در: چهارشنبه، 10 اسفند ماه ، 1390 17:07:58 موضوع مطلب: |
|
|
5 آهنگ برتر Itunes
 _________________
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
Mahdis_13
کاربر ارشد سایت


وضعيت: 
25 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 3944
امتياز: 14668
تشکر کرده: 1981
تشکر شده 1455 بار در 853 پست
محل سكونت: Ahvaz |
ارسال شده در: چهارشنبه، 10 اسفند ماه ، 1390 17:15:31 موضوع مطلب: |
|
|
یناد Born This Way که توسط استفانی جرمناتا ( لیدی گاگا ) پایه گذاری شده فردا 29 فوریه به طور رسمی آغاز به کار می کنه ...اهداف این بنیاد توسعه برابری و شجاعته . ساختن دنیایی که هر کسی به وجود خودش افتخار کنه
فردا این بنیاد عظیم در دانشگاه ساعت 12 شب به وقت تهران با حضور لیدی گاگا ، Oprah Winfrey و Cynthina Germanotta در دانشگاه هاروارد طی مراسم باشکوهی افتتاح خواهد شد...
خبر مهمتر اینکه سایت Yo***tu**be به طور زنده ااین مراسم رو پوشش خواهد داد
_________________
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
joey
تازه وارد !


وضعيت: 
18 بهمن ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 7
امتياز: 19
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 11 اسفند ماه ، 1390 17:54:04 موضوع مطلب: |
|
|
 |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
Mahdis_13
کاربر ارشد سایت


وضعيت: 
25 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 3944
امتياز: 14668
تشکر کرده: 1981
تشکر شده 1455 بار در 853 پست
محل سكونت: Ahvaz |
ارسال شده در: جمعه، 12 اسفند ماه ، 1390 16:16:14 موضوع مطلب: مدونا: پولهایتان را جمع کنید من ۳۰۰ دلار می ارزم |
|
|
در خبرها آمده است که این ستاره پاپ از طرفدارانش خواست که پولهایشان را جمع کنند تا بتوانند بلیطهای ۳۰۰ دلاری کنسرت او را تهیه کنند و او را ببینند.
در آمد حاصل از تور قبلی این ستاره با سابقه پاپ حدود ۴۸۰ میلیون دلار بود که یک رکورد جهانی به نام مدنا ثبت کرد و هنوز هم هیچ خواننده تک نفره ای نتوانسته این رکورد را بشکند و با برگزاری یک تور به این درآمد هنگفت دست یابد. این خواننده مشهور بزودی کنسرتهای مختلفی در نقاط مختلف جهان برگزار خواهد کرد
مدنا به طرفداران خود گفت: “پس انداز کردن پولهایتان را از همین حالا شروع کنید.”
“مردم اغلب برای خرید چیزهای احمقانه و بی فایده ای مانند کیف دستی، حدود ۳۰۰ دلار خرج میکنند. بنابراین تمام سال را کار کنید، پولهایتان را جمع کنید و به کنسرت من بیایید. من ارزشش را دارم.”  _________________
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از Mahdis_13 تشکر کرده اند Samirraa |
|
 |
|
Mahdis_13
کاربر ارشد سایت


وضعيت: 
25 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 3944
امتياز: 14668
تشکر کرده: 1981
تشکر شده 1455 بار در 853 پست
محل سكونت: Ahvaz |
ارسال شده در: جمعه، 12 اسفند ماه ، 1390 16:41:20 موضوع مطلب: مدونا: به یک مرد احتیاج دارم! |
|
|
به گزارش پارس کلوب و رسیده از آخرین اخبار مدونا در زندگی خود به شدت کمبود یک مرد را حس می کند و به یک شریک زندگی احتیاج دارد.این خواننده ۵۳ ساله که چهار فرزند با نامهای لوردس ۱۵ ساله، روکو ۱۱ ساله و دیوید باندا و مرسی جیمز ۵ ساله دارد و اخیرا با یک جوان ۲۴ ساله آشنا شده است توضیح داد که اگرچه فرزندانش او را تنها نمی گذراند و بیشتر نیازهای او را برطرف می کنند اما از آنجایی که این خواننده با سابقه دلش نمی خواهد تنها زندگی کند احتیاج به همسر و شریک زندگی دارد.
او گفت: من اصلا دلم نمی خواهد تنها زندگی کنم.به گزارش پارس ناز من مادر بودن را خیلی دوست دارم و فرزندانم بیشتر نیازهای من را برآورده می کنند و الهام بخش زندگی من هستند اما بازهم احساس می کنم که به یک شریک زندگی احتیاج دارم و فکر می کنم همه آدمها همین احساس را دارند و همیشه به یک نفر احتیاج دارند.من هرگز سنتی زندگی نکرده ام و وا قعا احمقانه است که یک نفر با شنیدن این حرف گمان کند که من تصمیم گرفته ام از این به بعد سنتی زندگی کنم.
این خواننده مشهور هالیوود که سه سال پیش از همسرش گای ریچی و قبل از این هم با یک مدل ۲۴ ساله برزیلی آشنا شده بود و با این مدل کم سن و سال رفت و آمد می کرد اما با این حال علاقه خود برای ارتباط برقرار کردن با مردان جوان را تکذیب می کند.او گفت: برای من سن و سال اهمیتی ندارد و هیچ علاقه ای ندارم که حتما با یک مرد جوان آشنا شوم و ازدواج کنم و این آشنایی ها کاملا” تصادفی و برحسب اتفاق بود. _________________
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
Samirraa
کاربر V.I.P


وضعيت: 
14 بهمن ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 8074
امتياز: 27085
تشکر کرده: 1258
تشکر شده 2118 بار در 1208 پست
محل سكونت: Tehran |
ارسال شده در: جمعه، 12 اسفند ماه ، 1390 16:48:06 موضوع مطلب: |
|
|
| اعلام: |
| بنابراین تمام سال را کار کنید، پولهایتان را جمع کنید و به کنسرت من بیایید. من ارزشش را دارم |
این توری که گذاشترو من میرم حتما
واقعا ارزششو داره !  _________________
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
Mahdis_13
کاربر ارشد سایت


وضعيت: 
25 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 3944
امتياز: 14668
تشکر کرده: 1981
تشکر شده 1455 بار در 853 پست
محل سكونت: Ahvaz |
ارسال شده در: جمعه، 12 اسفند ماه ، 1390 17:34:49 موضوع مطلب: حمله به شکیرا خواننده مشهور کلمبیایی |
|
|
شکیرا در سفر تفریحی اش به کیپ تاون در افریقای جنوبی دچار سانحه شد. به گزارش آخرین نیوز، او هنگام عکس برداری از یک شیر آبی در ساحل مورد حمله وی قرار گرفت و بنابر گزارشات برادرش زندگی وی را نجات داد.
این ستاره ۳۳ ساله میگوید: آن روز بعد ازظهر با دیدن این شیرهای دریایی با خودم فکر میکردم چقدر موجودات زیبا و با مزه ای هستند بنابراین تصمیم گرفتم به آنها نزدیکتر شوم و مثل یک حیوان دست آموز در حال بازی با آنها از به عکس برداری بپردازم بنابراین به سمت آب رفتم و به نزدیکی آنها رفتم ناگهان یکی از آنها از آب بیرون پرید و به یک قدمی من رسید و به چشمانم نگاه کردو به سمت من حمله ور شد تا مرا گاز بگیرد.
همه فریاد میکشیدند حتی خودم. از شدت ترس نمیتوانستم حرکت کنم فقط جیغ میکشیدم و چشمانم را بسته بودم که برادرم با یک حرکت شجاعانه به سمت من آمد و مرا نجات داد. ما با تمام قدرت به یک صخره چسبیده بودیم.
او اضافه میکند: فکر میکنم نور فلاش دوربین من باعث تحریک این جانور شد. اما ایکاش این حیوانات زیبا اندکی مهربانتر بودند. _________________
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|